کاش وقتی زندگی فرصت دهد
گاهی از پروانه ها یادی کنیم
کاش بخشی از زمان خویش را
وقف قسمت کردن شادی کنیم
 
کاش وقتی آسمان بارانی ست
از زلال چشمهایش تر شویم
وقت پاییز از هجوم دست باد
کاش مثل پونه ها پرپر شویم
 
کاش وقتی چشمهایی ابریند
به خود آییم و سپس کاری کنیم
از نگاه زرد گلدانهای مان
کاش با رغبت پرستاری کنیم
 
کاش دلتنگ شقایق ها شویم
به نگاه سرخ شان عادت کنیم
کاش شب وقتی که تنها می شویم
با خدای یاس ها خلوت کنیم
 
کاش گاهی در مسیر زندگی
باری از دوش نگاهی کم کنیم
فاصله های میان خویش را
با خطوط دوستی مبهم کنیم
 
کاش با چشمانمان عهدی کنیم
وقتی از اینجا به دریا می رویم
جای بازی با صدای موج ها
دردهای آبیش را بشنویم
 
کاش مثل آب،مثل چشمه سار
گونه ی نیلوفری را تر کنیم
ما همه روزی از اینجا می رویم
کاش این پرواز را باور کنیم
 
کاش با حرفی که چندان سبز نیست
قلب های نقره ای را نشکنیم
کاش هر شب با دو جرعه نور ماه
چشم های خفته را رنگی زنیم
 
کاش بین ساکنان شهر عشق
رد پای خویش را پیدا کنیم
کاش با الهام از وجدان خویش
یک گره از کار دل ها وا کنیم
 
کاش رسم دوستی را ساده تر
مهربان تر آسمانی تر کنیم
کاش در نقاشی دیدارمان
شوق ها را ارغوانی تر کنیم
 
کاش اشکی قلب مان را بشکند
با نگاه خسته ای ویران شویم
کاش وقتی شاپرک ها تشنه اند
ما به جای ابرها گریان شویم
 
کاش وقتی آرزویی می کنیم 
از دل شفاف مان هم رد شود
مرغ آمین هم از آنجا بگذرد
حرف های قلب مان را بشنود
دسته ها :
يکشنبه هفدهم 9 1387
برای بهره بری از کامپیوتر نیاز به نرم افزارهای سازگار با آن داریم. میزان بهره برداری ما از رایانه به مهارت ما نسبت به این نرم افزارها و تعداد آنها دارد.
اگرچه در کشور ما ایران مرسوم است که افراد هزینه های زیادی برای سخت افزارها می پردازند، اما بهره برداری از رایانه به لحاظ نا آشنایی افراد با نرم افزارها بسیار کم است.
این مسئله در مورد شخص خودمان نیز صادق است. اگر مسائل فیزیولوژی ، جسمانی و پزشکی را به سخت افزار تشبیه کنیم و تفکر، احساس ، رفتار و روان آدمی را به نرم افزارهای انسانی مانند کنیم، متوجه می شویم که در مورد خودمان نیز در امر سخت افزار دست و دل باز می شویم. اما نسبت به نرم افزار وجودمان ( روان خود ) بسیار کم اهمیت بوده و خسیس هستیم.
اغلب ما برای یک سرماخوردگی ساده ساعتها وقت، و هزارها تومان هزینه کرده و نگرانی شدیدی نسبت به جسم خود بروز می دهیم. لیکن وقتی به مسائل روانی می رسیم ، نه به آن فکر می کنیم ، نه به متخصص احساس نیاز می کنیم، نه هزینه می کنیم، نه بررسی می کنیم ، نه مطالعه می کنیم، نه اینکه در تغییر وضعیت کوششی می کنیم.
در ذیل به مثالهای در مورد نرم افزارهای روان آدمی توجه کنیم:
-    چگونه حالات زن باردار بر جنین اش اثر می گذارد؟ چه تاثیراتی را جنین از محیط می گیرد؟!
-    چگونه با نوزاد باید رفتار شود ، چگونه به گرسنگی، بیماری و گریه نوزاد عکس العمل نشان دهیم تا کودک وابسته ناایمن نشود؟!
-    چگونه نونهالان اجتماعی می شوند؟!
-    چگونه رفتار مطلوب و نامطلوب در کودکان شکل می گیرد؟!
-    چگونه استعدادهای کودکان کشف شده و به فعلیت می رسد؟!
-     سرنخهای نابهنجاری در رفتار کودکان چه هستند؟!
-     چه چیزی موجب وابستگی کودکان شده و چگونه تشدید می شوند؟!
-    چگونه عادتهای مطالعه، شیوه تفکر و حل مسئله ، خلاقیت و ابتکار در فرزندانمان شکل می گیرد؟!
-     مهارتهای همدلی، مهارتهای هم حسی، مهارتهای ارتباطی و مهارتهای اجتماعی به چه  ترتیب در ذهن کودکان ما نهادینه می شود؟!
-    اضطراب، افسردگی، عدم اعتماد به نفس، خودنجوری و زودرنجی ، لجبازی و وسواس چگونه در کودکان شروع می شود، و چگونه استمرار یافته یا تشدید می گردد؟!
-    در دوران نوجوانی و بلوغ ، نوجوانان چگونه با بحران هویت مواجه می شوند؟!
-   احساس مسئولیت ، انتخاب و کنترل هیجانات و احساسات در نوجوانان چگونه آموزش دارده می شود؟!
-    در شکل گیری شخصیت ، شکل دادن به رشته تحصیلی و شغلی و ابراز علاقه های عاطفی، چه کسی به جوانان یاری می رسانند؟! 
-  به هنگام ازدواج از کجا شروع کنیم؟ چگونه به جنس مخالف اعتماد کنیم؟ در مورد       ظرافتهای حاکم در مورد ارتباط دختر و پسر چه می دانیم؟!
-    راههای شناخت همسر چیست؟ چه معیارهایی مهم هستند؟ این معیارها چگونه ارزیابی می شوند؟ چه مسائلی مانع و آفت ارتباط می شوند؟ تاثیر سن و اختلاف سنی در ازدواج چگونه است؟ تفاهم و تشابه اعتقادی ، سیاسی، اخلاقی، اجتماعی، فکری و روانی تا چه میزان در ازدواج اهمیت دارد و موثر است؟ 
-   چگونه از روز مرگی زندگی جلوگیری کنیم؟ و چگونه عشق در در زندگی هر روز تازه تر و افزاینده نمائیم؟
-     رابطه با همکاران، فامیل ، دوستان و ... ، را چگونه تنظیم کنیم؟
-     شکست عاطفی خود را در عشق چگونه توجیه کنیم و چگونه آنرا تسکین دهیم.
-    خیانت همسران چه نقشی در زندگی خانواده دارد، چگونه آنرا تشخیص دهیم و درمان کنیم؟
-   چگونه وابستگی شوهر به خانواده اش و وابستگی زن به خانواده اش روی زندگی خانوادگی آنها تاثیر می گذارد؟ چگونه باید کنترل و درمان کرد؟
-     دخالت های مادر شوهر ، مادر زن ، پدر شوهر و پدر زن را چگونه کنترل کنیم؟
        
-    با مشکلات مزمن و حاد غیر قابل تغییر مثل عقب ماندگی ذهنی کودکان، بیماری لاعلاج عزیزانمان مثل سرطان و ... چگونه سازگاری کنیم وکنار بیاییم؟
-   رابطه پرخاشگرانه والدین با کودکان، نقش اعتیاد پدر در زندگی و نحوه ارتباط والدین با مربیان مهدکودک و مدرسه فرزندانشان چه تاثیری بر سرنوشت فرزندان دارد؟
-    اختلالات روانی مثل  اختلال وسواس اجباری، اختلال شخصیت ، اختلالات خلقی و ... .چگونه درمان کنیم؟ 
-   چگونه با سالمندان ، پدر بزرگ ، مادر بزرگ تعامل داشته باشیم ، با رفتارهای آنها چگونه کنار بیاییم و چگونه خواستهای آنها را برآورده سازیم؟
-     داغ عزیزانمان را چه کنیم؟ با مرگهای ناگهانی چگونه کنار بیاییم.
و هزاران هزار مسئله از این دست ، مربوط به نرم افزار روان آدمی می شود.
واقعا ما چقدر در زمینه این نرم افزارهای انسانی تخصص و دانش داریم و تا چه اندازه از نظرات مشاوران ، روانشناسان ، روانپزشکان و کارشناسان استفاده می کنیم.
وقتی در حوزه های مختلف زندگی با مسائلی شبیه مشکلات عنوان شده در بالا مواجه می شویم چگونه منطقی فکر می کنیم و چگونه به احساسات و عاطفه خود بهاء می دهیم. آیا به اندازه ای که برای چکه کردن شیر آب به متخصص فکر می کنیم در مورد اساسی ترین مسائل انسانی، نیاز به تدبیر و بررسی و مشاوره را بررسی کرده ایم؟
هم اکنون چند دقیقه روی مطالب بالا تعمق فرمائید ببینید شما چقدر به سخت افزار وجودتان اهمیت می دهید و چقدر به نرم افزارهای روان خود می اندیشید و هزینه می کنید؟
فراموش نکنیم ، کیفیت زندگی ما در تعامل مستقیم جسم و روان ما شکل می گیرد و بی توجهی به هر یک مستقیما روی دیگری تاثیر منفی می گذارد. بیماری های روان تنی و دردهای عصبی نمونه ای از تاثیر روان روی جسم ماست. و ناراحتی های روانی ناشی از بیماریهای لاعلاج و جسمی نیز نمونه برجسته ای از تاثیر جسم روی روان است.
بیاییم تصمیم بگیریم ، سیستم منحصر به فرد وجودمان که از جسم و روان تشکیل شده است را قدر بدانیم و روان را فدای جسم ، و جسم را فدای روان نسازیم. و در دوره محدود زندگی خود با ایجاد تعادل در همه ابعاد وجود عزیزمان ، نهایت بهره برداری را ا زاین نعمت عظیم داشته باشیم. به خاطر داشته باشیم که ما همان نسانی هستیم که خداوند حکیم متعال به هنگام خلق کردن ما ، تابلو  تبارک الله احسن الخالقین را به هستی نشان می دهد.
دسته ها :
يکشنبه هفدهم 9 1387

 

یک تاجر آمریکایى نزدیک یک روستاى مکزیکى ایستاده بود که یک قایق کوچک ماهیگیرى از بغلش رد شد که توش چند تا ماهى بود!
از مکزیکى پرسید: چقدر طول کشید که این چند تارو بگیرى؟
مکزیکى: مدت خیلى کمى!
آمریکایى: پس چرا بیشتر صبر نکردى تا بیشتر ماهى گیرت بیاد؟
مکزیکى: چون همین تعداد هم براى سیر کردن خانواده‌ام کافیه!
آمریکایى: اما بقیه وقتت رو چیکار میکنى؟
مکزیکى: تا دیروقت میخوابم! یک کم ماهیگیرى میکنم! با بچه‌هام بازى میکنم! با زنم خوش میگذرونم! بعد میرم تو دهکده میچرخم! و بادیدن طبیعت به فکر فرو می روم و از این همه نعمت غرق لذت میشم. بعد با دوستام شروع میکنیم به صحبت کردن و گپ زدن و کلی از زندگیمان لذت می بریم! خلاصه مشغولم با این نوع زندگى!
آمریکایى: من توی هاروارد درس خوندم و میتونم کمکت کنم! تو باید بیشتر ماهیگیرى بکنى! اونوقت میتونى با پولش یک قایق بزرگتر بخرى! و با درآمد اون چند تا قایق دیگه هم بعدا اضافه میکنى! اونوقت یک عالمه قایق براى ماهیگیرى دارى!
مکزیکى: خب! بعدش چى؟
آمریکایى: بجاى اینکه ماهى‌هارو به واسطه بفروشى اونارو مستقیما به مشترى ها میدى و براى خودت کار و بار درست میکنى... بعدش کارخونه راه میندازى و به تولیداتش نظارت میکنى... این دهکده کوچیک رو هم ترک میکنى و میرى مکزیکو سیتى! بعدش لوس آنجلس! و از اونجا هم نیویورک... اونجاس که دست به کارهاى مهمتر هم میزنى...
مکزیکى: اما آقا! اینکار چقدر طول میکشه؟
آمریکایى: پانزده تا بیست سال!
مکزیکى: اما بعدش چى آقا؟
آمریکایى: بهترین قسمت همینه! موقع مناسب که گیر اومد، میرى و سهام شرکتت رو به قیمت خیلى بالا میفروشى! اینکار میلیونها دلار برات عایدى داره!
مکزیکى: میلیونها دلار؟؟؟ خب بعدش چى؟
آمریکایى: اونوقت بازنشسته میشى! میرى به یک دهکده ساحلى کوچیک! جایى که میتونى تا دیروقت بخوابى! یک کم ماهیگیرى کنى! با بچه هات بازى کنى! با زنت خوش باشى! برى تو دهکده یچرخی! و بادیدن طبیعت به فکر فرو بری و از این همه نعمت غرق لذت بشی. بعد با دوستانت  صحبت کنی و از زندگی لذت ببری.
دسته ها :
يکشنبه هفدهم 9 1387
مقدمه
تمرکز یک حالت پیچیده ذهنی است. نکته جالب توجه و طنز آمیزی که در مورد تمرکز می‌توان ذکر کرد این است که هرچه بیشتر دربارة تمرکز، فکر می‌کنید یا دربارة آن نگران می‌شوید، کمتر می‌توانید بر تکلیف فعلی خود متمرکز شوید.همین نکته توضیح می‌دهد چرا راهبردهایی که به منظور افزایش تمرکز تدوین یافته‌اند غالبا به طور غیرمستقیم و با متمرکز شدن روی حذف عوامل مخل به مساله تمرکز می‌پردازند هر چند برای اصلاح تمرکز، راه حلهای ?قطعی? کمی وجود دارد ولی خوشبختانه در مورد اکثر دانشجویان، چه مشکل در زمینه تمرکز داشته باشند وچه نداشته باشند و بخواهند صرفا توانایی فعلی خود را افزایش دهند، گام اولی که باید بردارید یکی می‌باشد .تحلیل دقیق اموری که تمرکز افراد را بر هم می‌زنند اغلب مؤثرترین گام جهت اصلاح و بهبود تمرکزاست .در اینجا خلاصه‌ای از عوامل مخل ارائه می‌شود تا زمینه‌ای برای فهم مشکل خاص شما به دست آید. به منظور دستیابی به جزئیات بیشتر دربارة چگونگی اصلاح تمرکز دانشجو می‌تواند با مرکز مشاوره دانشجویی تماس برقرار کند.
امور مخل در مطالعه
محل مطالعه
دانشجویان سال اول ،مخصوصا کسانی که در خوابگاه زندگی می‌کنند اغلب بخاطر سرو صدا،   وجود همخوابگاهی‌ها، یا یک محیط نامناسب، در زمینه تمرکزد ار مشکل می‌شوند .زندگی در منزل یا بیرون از دانشگاه هم می‌تواند مشکلاتی ایجاد کند. آشنایی با این مساله که چگونه مکانی ساکت، راحت و رها از امور مخل برای مطالعه‌بیابیم یکی از ساده‌ترین و مؤثرترین شیوه‌های اصلاح تمرکز است.
 حواسپرتی‌های ناشی از شرایط بدنی
خواب نامنظم، فعالیت‌ها وعادات غذایی می‌تواند بدون تردید علت مشکلات تمرکز باشد.ما تمایل داریم به عنوان بزرگسال، ارتباط میان سلامت جسمی وعملکرد هوشی را نادیده بگیریم.
 دستیابی به یک رژیم مناسب غذایی و رعایت آن می‌تواند عملکرد فیزیولوژیکی مغز شما را در بالاترین سطح حفظ کند. راهبردهای مدیریت زمان (تنظیم و برنامه ریزی وقت ) مانند برنامه ریزی زمان مطالعه بر مبنای اوج وافت وافت توان جسمی، این اطمینان را به دست می‌دهد که توانایی بدنی شما برای تمرکز در  بهترین شکل آن فراهم شده است.
با خود صحبت کردن
خیلی‌های نمی‌دانند که ما به هنگام انجام تکالیف از جمله هنگام مطالعه ،به شکل خاموش با خودمان صحبت می‌کنیم .
صحبت با خود ، می‌تواند فعالیت‌ها و رفتارها را در ما برانگیزد و مورد تشویق قرار دهد، به سروسامان دادن آنچه بعدا انجام می‌دهیم کمک کند، ما از طریق صحبت با خود بر جریان پیشرفت خود نظارت می‌کنیم . ولی اگر همین گفتگوی با خویش بیش از اندازه ارزشیابانه یا انتقاد ی صورت گیرد بر تمرکز اثر منفی می گذارد .آیا تا بحال تجربه نگارش یک مقاله را داشته‌اید که در همان سطر اول آن گیر کرده‌اید و ناکام شده‌اید ؟مقصر اصلی یک ?ویراستار درونی ? بسیار سختگیر بوده است. مقایسه توانایی خود با توانایی دیگران و انتظارات غلط داشتن در مورد مدت و کیفیت تمرکزی که باید داشته باشیم می تواند مسئول شکل گیری یک گفتگوی منفی با خویش باشد . با کمی  تمرین شما می‌توانید یاد بگیرید هر خصیصه درونی مختل کننده خود را اداره کنید .
انگیزه 
بسیاری از دانشجویان که از مشکلات تحصیلی رها هستند و در دانشگاه موفق می‌شوند اغلب توانایی شان را در اداره امور بر مبنای انگیزش خویش تعریف می‌کنند:
?تو باید در دانشگاه بودن را بخواهی .تو باید بدانی چرا اینجا هستی? گاهی اوقات سخت گیریها دربارة درس ،رشته تحصیلی یا حتی صرف در دانشگاه بودن موجب مشکلاتی در زمینه تمرکز می‌شود.
راهبرهایی که در زمینه مقابله با مشکلات ناشی از حدت و شدت انگیزه ها وجود دارد از تمرین روی هدف برگزینی ساده تا خود ارزیابی‌های مفصل را شامل می‌شود.
مشاوران تحصیلی در هر مؤسسه‌ای می‌توانند در مورد انتخاب درس و برنامة درسی ، رهنمودهای ارزشمندی ارائه دهند شما به عنوان دانشجو می‌توانید از دفاتر مشاوره دانشجویی دانشگاه خود مطالبی در زمینه مساله انگیزش ـ تمرکز به دست آورید.
مشکلات شخصی
شما یکی از محدود افراد خوش شانس خواهید بود اگر توانسته باشید دانشگاه را بدون مقابله با مشکلات تحصیلی ناشی از مصائب شخصی بگذرانید. حتی امور معمولی چون قطع ارتباط با یک دوست می‌تواند یک اختلال جدی در توانایی تمرکز ایجاد کند. در بیشتر موارد این امور مخل تمرکز، کوتاه مدت هستند و توانایی تمرکز به طور طبیعی به سرعت باز می‌گردد .موقعیتهای جدی یا خفیف ،کمک بیرونی را گاه لازم می‌گردانند. برخی دانشجویان دریافته‌اند اختصاص دادن زمانی به فکر کرد درباره یک مشکل می‌تواند به کاهش مشغله ذهنی‌شان کمک کند.
 
                                                منبع: http://iransco.org/Br_Tamarkoz2.asp
دسته ها :
يکشنبه هفدهم 9 1387

با چه کسی ازدواج کنیم ؟‌ چگونه همسرآینده امان را بشناسیم؟ چه شرایطی برای همسر در نظر بگیریم ؟ در چه سنی باید ازدواج کرد؟ چه شرایطی باید داشته باشیم تا ازدواج کنیم ؟

و هزاران سئوال از این دست را هر روزه جوانان در ذهن خود مرور می کنند و به دنبال جواب هستند. در این یادداشت و چندین یادداشت بعدی ، سعی ما بر این است که به این مهم بپردازیم و سئوالاتی که مبتلا به عموم هست را از منظر روانشناسی کاربردی پاسخ دهیم.

در مورد ازدواج باید بگوئیم که : این رابطه تنها به منظور ارضای تمایلات آنی نیست . بلکه زندگی آینده و خوشبختی زن و مرد و کودکان آنها بر اساس این پیوند قرار گرفته است و چنانکه در بحث تربیت کودک نیز شرح دادیم یکی از علل عمده اختلالات روانی در کودکان ، گسسته شدن رابطه خانواده و یا اختلافات خانوادگی است.

ازدواج موفق بستگی به عوامل مختلفی دارد که خیلی از آنها را باید در دوران نامزدی ( قبل از ازدواج ) ارزیابی کرد. عوامل دیگری نیز در موفقیت زندگی زناشویی موثر است که می توان آنها را بعد از ازدواج شناخت.

در ازدواج ، سازش دائمی و از خودگذشتگی فراوان لازم است ، ولی اگر زن و مرد قبل از ازدواج با یکدیگر توافق بیشتری داشته باشند ، امکان سازش بعدی بیشتر خواهد بود.

مهمترین عوامل توافق در ازدواج عبارتند از :

1 - رشد عاطفی و فکری

2 - تشابه علایق و طرز تفکر

3 - تشابه مذهبی ( مسائل عینی مذهبی مد نظر است نه کلیات )

4 - تشابه تحصیلی و طبقاتی

5 - تشابه طرز فکر نسبت به امور جنسی

6 - تشابه علاقه به زندگی و سرعت عمل در کارها

7 - رابطه با خانواده زن و شوهر

سعی ما بر این است که در این یادداشت و یادداشت های بعدی موارد هفتگانه فوق را شرح دهیم و در این یادداشت معیار اول را بحث می کنیم.

1 - رشد عاطفی و فکری

مهمترین عامل موفقیت در زندگی زناشویی ، رشد عاطفی و فکری است. البته واضح است که درجه رشد عاطفی و فکری تنها بستگی به سن ندارد ، بلکه سن روانی ، اجتماعی و عاطفی و سن جسمانی همه از عوامل موثر روشنفکری است. اگر این عوامل فراهم باشد ، بهترین سن برای ازدواج 25 سالگی برای مرد و 22 سالگی برای زن است.

در این سن یک فرد عادی به اندازه کافی رشد و ثبات فکری و عاطفی دارد و امکان تغییر ناگهانی در رفتار او کم است ، اگر چه در این سن عادات مختلف در فرد به صورت محکمی در آمده ، ولی هنوز قابلیت تطبیق و سازش در او موجود است. البته باید اضافه کرد که این سن را تنها از لحاظ کلی انتخاب کردیم ، بدین معنی که خیلی ازدواجهای مقرون به خوشبختی وجود دارد که زن و مرد در موقع ازدواج بسیار مسن تر یا جوان تر از سن مذکور بوده اند.

رشد جسمانی نیز عامل مهمی در آمادگی برای ازدواج است. اگر چه در اجتماع کنونی ما ازدواج معمولا بعد از بلوغ صورت می گیرد ،‌ معهذا باید گفت که روان شناسان ، زناشویی کودکان تازه بالغ را که آمادگی وارد شدن به زندگی پر مسئولیت زناشویی را ندارد ، صلاح نمی بینند.

مسئله دیگری که از لحاظ بهداشت روانی قابل ملاحظه است اینکه آیا در ازدواج اختلاف هوش و معلومات سبب بروز اختلافات زناشویی خواهد شد یا خیر ؟ تحقیقاتی که در این زمینه موجود است نشان می دهد که مردان تمایل دارند که با زنان کم هوش تر از خود ازدواج کنند و اغلب زنهای خیلی با هوش مجرد می مانند. از لحاظ خوشبختی زناشویی ، صلاح است که مرد از لحاظ هوش ، کمی برتر از زن باشد ، زیرا محیط ما چنین اقتضاء می کند. ولی تفاوت زیادی در این مورد نباید وجود داشته باشد‌ ، زیرا در غیر این صورت علایق و طرز تفکر آنان با یکدیگر توافق نخواهد داشت. البته امکان دارد ازدواج موفقیت آمیزی که در آن زن با هوش و فعالی شریک است ، وجود داشته باشد ، ولی خطرات ناشی از آن زیاد است . در واقع هوش یک معیاری است که علایق و طرز تفکر خاصی را تولید می کند و درصورت اختلاف هوشی زیاد انطباق و توافق طرفین به شدت کاهش می یابد.

رشد اجتماعی رابطه نزدیکی با رشد عاطفی و فکری دارد ، زیرا شخصی که از لحاظ اجتماعی رشد کرده است ، روابط اجتماعی را بهتر درک می کند . او می داند چگونه با دیگران ، به خصوص خانواده و همکارانش سازش کند . او درک می کند که انتظارات اجتماع از او چیست و تا اندازه زیادی قادر است خود را با این توقعات تطبیق دهد. همچنین او آماده قبول مسئولیت است و نسبت به محدودیتهای خود آگاهی دارد.

یکی از مهمترین عوامل رشد ، مقدار و چگونگی رشد عاطفی است . مثلا شخص ممکن است سی یا چهل سال عمر کرده باشد ، ولی از لحاظ رشد عاطفی عقب مانده محسوب شود . چنین شخصی قدرت کنترل احساسات و عواطف خود را ندارد و در نتیجه زندگی زناشویی او مختل می شود.

شخصی که رشد عاطفی کرده است ، در مورد همسر و فرزند و دوستان و مشکلات زندگی نظریه واقع بینانه ای دارد. او دارای فلسفه زندگی معینی است که بر اساس آن می تواند از بحرانهای دایمی زندگی جلوگیری کند . او به پیشرفت های فعلی خود متکی است و زیاد به گذشته خود ، هر چند هم با شکوه بوده باشد ، اتکا ندارد. در ضمن به مطالبی از قبیل امور جنسی ،‌ عشق ، ازدواج و تربیت کودک با روشنفکری می نگرد.

 

2 - توافق و طرز فکر

مسئله مهمی که قبل از ازدواج وجود دارد ‍ ، این است که جوانان قبل از وارد شدن به زندگی زناشویی ‍ ، د رموضوع های مهم زندگی توافق نظر داشته باشند و این توافق معمولا روی علایق و طرز فکر قرار می گیرد.

طرز تفکر ‍، موضوع بسیار مهمی است ؛ زیرا بر اساس آن ‹‹ فلسفه زندگی ›› هر فردی ریخته می شود. برای روشن شدن مطلب چند مثال ذکر می گردد: آیا زن و مردی که خیال ازدواج دارند به یک اندازه جاه طلب هستند یا اینکه یکی از آنها خیلی جاده طلب و دیگری معتقد به داشتن زندگی آرام و آهسته و بی دردسری است . اگر در این مورد ، مرد ،‌ شخص جاه طلبی است ‍ ، شاید مضار آن زیاد نباشد ، اگر چه ممکن است زن او از اینکه شوهرش ساعات طولانی مشغول به کار است آزرده گردد. ولی اگر زن بی اندازه جاه طلب باشد ‍، سعی خواهد کرد تا شوهر راحت طلب و تنبل خود را به اصرار و پافشاری به کار بکشد و او را مجبور به پذیرفتن مشاغلی کند که از عهده استعداد و علاقه اش خارج است ،‌ و این وضع با موفقیت و خوشبختی زناشویی تباین دارد.

نظریات سیاسی ، می تواند عوامل اختلافات زناشویی شود ، زیرا با افراطی بودن یکی و محافظه کار بودن دیگری ، امکان تصادم افکار زیاد است. البته حتما نباید نظریات سیاسی دو همسر شباهت کامل به هم داشته باشد ولی صلاح در این است که از لحاظ عقاید سیاسی در دو قطب مخالف قرار نگیرند.

مسئله مهم دیگر در زناشویی ، توافقی است که زن و شوهر در مورد قضاوت درباره مسائل زندگی دارند. مثلا اگر شوهر ،‌ فردی تخیلی و ایده آلیست ، ولی زن شخص واقع بین و به اصطلاح رئالیست باشد ، شوهر ممکن است از رویه خشک و زیاده از حد مادی زن خود خسته شود و احساس کند که زنش قدرت درک معنویات و ظرایف زندگی را ندارد. زن واقع بین نیز ممکن است از دست شوهر تخیلی و فلسفه باف خود به ستوه آید و او را آدمی خیالباف ،‌ تنبل و دور از حقیقت زندگی بداند و مکرر آرزو کند که ای کاش شوهرش قدری به خود بیاید و واقعیات زندگی را آن طور که هست مشاهده کند. در چنین موقعی امکان وجود یک کانون خوشبختی کم است.

البته علایق رابطه نزدیکی با طرز تفکر دارد و شامل فعالیتهای متعدد روزانه از قبیل رفتن به سینما ، تئاتر ،‌کنسرت ، گوش دادن به رادیو و تماشای تلویزیون ، خواندن کتاب ‍ ،‌ رفتن به مهمانی ،‌ سخنرانی ها و امثال آن می گردد. البته نباید انتظار داشت که زن و شوهر در همه این علایق با یکدیگر توافق داشته باشند ، ولی برای سعادت خانواده توافق کلی در قسمت عمده ای از علایق ضرورت دارد.

3 - عقاید مذهبی

شباهت در عقاید مذهبی به قدری در سعادت کانون زناشویی اهمیت دارد که روان شناسان ،‌ ازدواج دو نفر از مذاهب مختلف را معمولا غیر عاقلانه می دانند . دلایل این نظریه بسیار است.

در وهله اول ،‌اگر تنها یکی از دو همسر به عقاید مذهبی خود با ایمان کامل پایبند باشد ، امکان اختلاف نظر در این مورد زیاد خواهد بود. به علاوه آنچه که در این زمینه اهمیت دارد ، تربیت کودکان بر حسب عقاید مذهبی به خصوص است.

یکی دیگر ا زمشکلات ازدواج افرادی که دارای مذاهب مختلفند ، مخالفت اولیاء آنهاست ، زیرا این مسئله اغلب باعث جدایی جوان از پدر و مادر خود می شود و بعدها ممکن است هر یک از طرفین تقصیر این جدایی را به گردن همسر خود بیندازد. ولی اگر یکی از طرفین مسئله مذهب را جدی نگیرد ،‌احتمالا مشکل حادی پیش نخواهد آمد.

نکته بسیار مهم در مورد نقش مذهب و ازدواج :

بسیار پیش آمده است که دو نفر قبل از ازدواج از مفاهیم کلی در مورد مذهب استفاده می کنند و هر دو توافق پیدا می کنند ولی بعد از ازدواج ، در نمودها و مصادیق آن موارد کلی ، دچار اختلاف می شوند.

مثلا ، هر دو می گویند مسلمانیم ، هر دو از صداقت ،‌ ایمان ،‌ حجاب و .... حمایت می کنند .

ولی در برخورد با مسائل و جزئیات زندگی ، برداشتها و اختلافهای جدی پیدا می کنند.

یکی حجاب را چادر می داند ، دیگری هیچ اعتقادی به چادر یا حتی به مانتو هم اعتقاد ندارد.

یکی هرگونه موسیقی را حرام می شمارد ، دیگری موسیقی را آرامش روح می داند.

یکی زندگی مرفه را در تعارض با مذهب نمی داند ،‌ دیگری رفاه گرایی را در تضاد با مذهب خود می داند.

یکی پذیرائی مهمان زیاد را در منزل ، مهمان نوازی دانسته و می گوید : در خانه من، به روی همه باز است و من مهمان نواز هستم ،‌ دیگری میگوید مگر خانه ما ،‌ کاروانسراست که درش بروی هر کسی باز باشد. و دیگری را ولخرج می شمارد.

یکی برای مسافرت ، مشهد و زیارت را در نظر می گیرد ، دیگری دوست دارد به شمال و لب دریا برود . و هزاران مسئله ریز و درشت دیگر در زندگی مشترکشان پیش می آید ،‌ که با تولد فرزندان حادتر می شود ،‌ چون تفاوت در سبک تربیتی فرزندان را نیز شامل می گردد. و هر کدام سعی دارد با زیر و بمهای ارزشی خود ، فرزندان را تربیت کند.

لذا توصیه می شود ، که قبل از ازدواج ، فقط روی مفاهیم کلی بحث نشود ، و به نمودها ، مصادیق و مثالهای عینی آن توجه شود . سعی شود با مثالهایی ، طرف مقابل را در موقعیت های عینی و واقعی قرار داد.

 

دسته ها :
يکشنبه هفدهم 9 1387


1. معتاد (مگر ترک انگیزه ای کند و دیگر معتاد به حساب نیاید)
2. بیمار روانی (بیماری که ارتباطش را با واقعیت از دست داده و تا کاملا درمان نشده)
3. بی دین و لا مذهب ( رعایت این توصیه برای تمام افراد بشر با هر دین و مذهبی مفید است)
4. بد اخلاق ، تند خو (کسی که اخلاقش قابل پیش بینی نیست)
5. مادی و بخیل
6. مجرم خو ، تبهکار و خلاف کار
7. دوست باز افراطی (و مطلقا بی تمایل نسبت به خانواده)
8. بی کاره و علاف
9. زن زیبا از خانواده فاسد
10. بچه ننه (حالت افراطی ِ وابستگی به مادر وخانواده)

دسته ها :
جمعه هشتم 9 1387

 

نگارش یافته توسط شهاب مرادی   


اکثر مردم چون با درجات نظامی آشنایی ندارند به هر افسر یا درجه داری می گویند: جناب سروان. پس کسی که به هر نظامی می گوید جناب سروان یا اصلا درجات نظامی را نمی شناسد و یا تفاوت بین آنها را درک نمی کند.
بعضی از دختر خانم ها و آقا پسر ها، به محض اینکه از کسی خوششان می آید، به هیجانشان درجه ی "عشق " می دهند . بدون اینکه به میزان و جنس آن علاقه و زمینه های آن علاقه مندی توجه کنند.
یک ستوان دو، برای رسیدن به سروانی 8 سال باید خدمت کند یعنی 4 سال تا ستوان یکمی واز آن درجه 4 سال تا سروان شدن؛ بیاید ،برود، بیاموزد و آزمون دهدو...
علاقه هم مثل درجات نظامی سلسله مراتب دارد و از آشنایی شروع میشود و تا دوستی ، صمیمیت و عشق  ادامه پیدا میکند.
در اکثر موارد وقتی جوان (یا نوجوان) احساس می کند عاشق کسی شده ،در واقع فرصت یا زمینه انتخاب دیگری را نداشته و برای اولین بار با موقعیتی مواجه شده که اساسا عشق نبوده ، احساسی که با نگاه و برخورد اول معمولا به سادگی ایجاد می شود و اغلب پایدار نیست.

خیلی وقتها احساس نخستین برخورد ویژه  با جنس مخالف با عناوینی چون آشنایی یا هر چیز دیگری چون با هیجانات دیگری همراه می شود ؛ مثل استرس، اضطراب و خجالت و البته هیجان جنسی و... حال غریبی را در فرد به وجود می آورد و جوان فورا آن حس و حال را جناب عشق لقب می دهد و دیگران را عاجز از درک عمق و ژرفای آن عاشقی! میداند.

اشتباه دیگر این است که این هیجان زود گذر را با حالت دائمی عاشق بودن اشتباه میگیرند و بعد از مدت کوتاهی دلبستگی هیجان انگیزی که به وجود آمده به تدریج تحلیل می رود و کم کم اختلافات بروز می کند و سرانجام سرزنش های دو جانبه باقیمانده هیجانهای اولیه را از بین می برد و... هر یک تمام اهالی جنس مقابل را به بی وفایی وسست عهدی متهم میکنند که تمام دخترها بی وفایند یا تمام پسرها عهد شکن.

عشق محصول صمیمیت و صمیمیت محصول دوستی و دوستی محصول رفاقت و رفاقت  از اشتراکاتی مثل همسایگی، همکلاسی، همکاری وهم ... ناشی می شود (معمولا هر هم... منجر به رفاقت نمی شود و در همان حد می ماند و البته لزومی هم ندارد.) ونقطه شروع؛ آشنایی و شناخت است. بین درجه آشنایی تا عشق خیلی فاصله است.
در عشق حقیقی ورابطه ی با خدا نیز این چنین است.

خدا خوان تا خدا دان فرق دارد
که حیوان تا به انسان فرق دارد

بدینسـان از خدا دان تا خدا یاب
زانســان تا به سبحان فرق دارد

دسته ها :
جمعه هشتم 9 1387

نقش خانواده در شکل گیری شخصیت فرد،روشن است.هر کس که خانواده ی مناسبی داشته باشد رشد و تکامل شخصیتی اش سریعتر، بهتر و رضایت بخش تر خواهد بود.
اما کسانی هم هستند که در خانواده هایی با شرایط نامناسب و گاه نابهنجار به دنیا می آیند.
خانواده هایی که نه تنها شرایط شکوفایی استعدادهای اعضایشان را فراهم نمی کنند بلکه گاهی حتی مانع موفقیت معمولی و حداقلی آنها در زندگی می شوند.
در بین پیام های دریافتی به موارد متعددی از درد دل های ناراحت کننده عزیزانی بر می خورم که از خانواده های آشفته یا دور از معنویت، پدران بی مسئولیت، مادران لج باز یا بی تفاوت و خواهران و برادران مشکل دار و... رنج میبرند و آن را مانعی برای رسیدن به آینده ای روشن میدانند.
به این عزیزان عرض می کنم تاریخ زندگی بشر یادآورانسانهای با اراده ایست که در شرایط بسیار نامناسب خانوادگی به دنیا آمدند اما در اثر پشتکار، اعتماد به نفس، ایمان و تکیه بر تواناییهایشان نه تنها از حرکت باز نماندند بلکه انسانهایی مومن و موفق شدند.
انسان مقهور و زیر سلطه مطلق شرایط محیطی نیست. اگرچه ممکن است محیط نامناسب سرعت حرکتش را کند یا سخت کنَد.
 بنابراین به همه دوستان عزیز بویژه دختران و خواهران خوبی که از زندگی در خانواده نامناسب رنج میبرند میگویم که
- ناامید نباشید و سعی کنید خودتان با این موج آشفته همراه نشوید.
گل نیلوفر در مرداب میروید. یعنی حتی در لجنزار!میتوان پاک و زیبا زندگی کرد.
- در گناه هیچ کس مشارکت نکنید .مبادا کسی و یا گناه کسی میان شما و خدا فاصله شود. چنانچه فرعون ویارانش نتوانستند به رابطه آسیه با خدا آسیبی برسانند.
- درقبال فرد یا افراد بد خانواده با مهربانی و سعه صدر و در قبال پدر ومادر با هر صفتی که دارند فقط با ادب و احسان رفتار کنید. تا به شایسته ترین وجه خدا را از خودتان راضی کنید.
- زیبایی "ایمان و اخلاق حسنه" و "سلامت شخصیت" حتما موجب جذب افرادی به سوی شما می شود.و کم کم دوستان مومن و قابل اطمینانی پیدا می کنید. در مورد همسر آینده هم به همین کیفیت ...
- با خدای مهربان بیشتر رفاقت کنید و از اوکه دلسوزترین دوست شماست سعادت دنیا و آخرتتان را بخواهید.
- با افراد خوشنام ،دیندار و مهربان دوستی کنید.
- یک معلم یا استاد دانا و دلسوز و یا یکی از افراد عاقل فامیل که مطمئن و رازدارا باشد را به عنوان "مشاور" یا "سنگ صبور" برگزینید و گاهی با او صحبت کنید.
- در انتخابهای خود نیز دقت داشته باشید تا بهروزی و سربلندی  بدست آورید.

درست است که خانواده در قبال زندگی و سرنوشت اعضاء و افرادش موثر و مسئول است ولی خود فردبیشترین تاثیر را دارد و مسئول نهایی است
یعنی مسئولیت و نقش و تاثیر خانواده خصوصا پدر ومادر در زندگی فرد، رافع مسئولیت خود فرد نیست.

دسته ها :
جمعه هشتم 9 1387
X